علي زماني با شما است
رام ک
رد

انگار ولگرد شده بودم به جستجوی
نشانی ات به تمام جهان سر زدم اما نبودی به دور
رفتم حتی به سرزمین
خوشبختی در افسانه های پدربزرگ كه حقیقت نداشت
هیچ كس نبود انگار تو هم ولگرد شده بودی

مرده تموم خيال و باور من
اين سکوت سرد و مبهم
شده تنها يادگار همسفر من
قصه ي من از کجا شروع شد
مردن چرا هميشه شد سهم آخر من
درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود شنيدي ميگن ازهردست بدي ازهمون دست ميگيري.



دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت
ولی هیچکس واقعاً
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد.
یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است
یکی گفت چه دیوارهایش سیاه است
یکی گفت چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت : و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است !
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم :
خدایا، تو قلب مرا می خری ؟.
و فردای آن روز
خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه
پشت خود بست
و من روی آن در نوشتم
ببخشید، دیگر
"برای شما جا نداریم
از این پس به جز او کسی را نداریم"
دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت
ولی هیچکس واقعاً
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد.
یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است
یکی گفت چه دیوارهایش سیاه است
یکی گفت چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت : و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است !
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم :
خدایا، تو قلب مرا می خری ؟.
و فردای آن روز
خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه
پشت خود بست
و من روی آن در نوشتم
ببخشید، دیگر
"برای شما جا نداریم
از این پس به جز او کسی را نداریم"


دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت
ولی هیچکس واقعاً
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد.
یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است
یکی گفت چه دیوارهایش سیاه است
یکی گفت چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت : و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است !
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم :
خدایا، تو قلب مرا می خری ؟.
و فردای آن روز
خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه
پشت خود بست
و من روی آن در نوشتم
ببخشید، دیگر
"برای شما جا نداریم
از این پس به جز او کسی را نداریم"
دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت
ولی هیچکس واقعاً
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد.
یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است
یکی گفت چه دیوارهایش سیاه است
یکی گفت چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت : و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است !
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم :
خدایا، تو قلب مرا می خری ؟.
و فردای آن روز
خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه
پشت خود بست
و من روی آن در نوشتم
ببخشید، دیگر
"برای شما جا نداریم
از این پس به جز او کسی را نداریم"

خوب حالا به افتخارتولدم شعرعموپورنگ وواثتون می خونم:
گل وگل وگل گلگلکه
چه خوشگل وبانمکه
تولدش مبارکه مبارکه.....
کیک تولدبیارین
بیاربیارکیکوبیار
شمعاروزودروش بذارین
بزاربزارشمعوبزار
بروبروکیکوببر به مابده توهم بخور![]()
نازونازونازنینه ماه روی زمینه کیک تولدش هم مثل خودش شیرینه
کاشکی که صدساله شه
نه صدوبیست ساله شه
نه صدوبیست ساله کم
همیشه زنده باشه![]()
دوستت دارم نه واثه اینکه تنهام ![]()
دوستت دارم چون توگفتی همیشه هستی باهام ![]()
دوستت دارم نه واثه اینکه بی قرارم![]()
دوستت دارم چون توگفتی همیشه وقت نمی کنی خارم![]()
دوستت دارم نه واثه اینکه دربه درم![]()
دوستت دارم چون توگفتی می گیری بال وپرم![]()
دوستت دارم نه واثه اینکه دل تنگم![]()
دوستت دارم چون توگفتی همیشه باهات یکرنگم![]()
دوستت دارم چون تویی تنهافرشته آرزویم![]()
دوستت دارم نه واثه ادامه حیاتم![]()
دوستت دارم چون تویی تنهافرشته نجاتم![]()
دوستت دارم نه واثه یه روزو دوروز![]()
دوستت دارم واثه همیشه واثه هرروز![]()
یادمان باشداگرخاطرمان تنهاماند
یادمان باشداگراین دلمان بی کس ماند 
یادمان باشدکه دگرلیلی ومجنونی نیست 
به چه قیمت دلمان بهرهرکس چاک کنیم 
یادمان باشدکه دراین بحررنگ وریا 
![]()
![]()
شبی که رفتی در خیابان نشستم گریه کردم...
از غم دردی که دیدم بی تو هستم گریه کردم...
خواستم از آرزوهای دلم حرفی بگویم...
چون نبودی باز با یادت نشستم گریه کردم...
از غرورم کوه ها را زیر پایم می نهادی...
مم برایت این غرورم را شکستم گریه کردم...
گرچه لبخندی زدم گفتی «خداحافظ» ولی من...
تا تو رفتی عقده ی دل را گسستم گریه کردم...
خواستم چون لحظه ای از دیدنت غافل نگردم...
چشم را پشت سرت دیگر نبستم گریه کردم...
![]()
![]()
آن قدر دردي كه دنيا بر دل ما مي كند
بر دل هر كس كند او ترك دنيا مي كند
عشق تنها جايزه ي اين روزگار نامهربونه
كه براي بردنش نيازي به تقلب و پارتي بازي نيست
براش مهم نيست تو شاهي يا گدا !!!
مرد هستي يا زن ...
هر چي هستي باش
تنها شرطش اينه كه ارزشش رو بشناسي
وحرمتش رو نگه داري




هفته هاي تلخ من بوي تنهايي ميدن![]()
نمي دونم كه يه هو چرا اين جوري ميشن ![]()
بي تو هفته هاي من پر غصه و غمن![]()
پرغصه وغمن ، بي تو هفته هاي من![]()
هفته ها مي گذرن اما، گل من نيومده![]()
دارم از غصه مي پوسم چقدر اين روزا بده![]()
پراز تنهايي پرم از غصه و غم![]()
بي خيال اصلا تو نمي فهمي چي ميگم![]()
مرگه هر لحظه برام ، قامتم آب شده![]()
دل پر طاقت من ، ديگه بي تاب شده![]()
بغض تنهايي من ، بي تو داره وا ميشه![]()
انگاري كه روحم ازتن تو جدا ميشه![]()
وقتي نيستي دنيا مث زندونه برام![]()
بي تو چيزي جز غم كه نمي مونه برام![]()
خونه زندونه برام ، ناجي آزادي![]()
اين همه زندونو تو به قلبم دادي![]()

آپي كه امروز گذاشتم براي يه كسيه كه من دوستش دارم .
اگه مي شد تو يك چك برگشتي بودي خيلي خوب بود اون وقت شرخري مي اومدو تو رو با نصف قيمت به من ميداد و من ديگه اينقدر منتظر تو نمي موندم .
اگه مي شد من زمين بودم خيلي خوب مي شد چون اوم موقع چه قهر بودي چه آشتي مي دونستم روي چشام راه مي ري .
اگه مي شد من گنجشك بودم خيلي عالي مي شد اون وقت خودم مي اومدم اسير دستات ميشدم.
اگه مي شد دريا بشي خيلي خيلي فوق العاده مي شد چون منم ساحل مشدم تا ابد در آغوش يكديگر بوديم .
اگه مي شد تو يك كتابي باشي خوب بود چون من با زرنگي كامل معني عشق را در تمتم صفحاتت مي نوشتم تا بدوني دوست دارم .

مي خوام تنفست كنم ، نيازمي مثل هوا
مي خوام كه مال من بشي،بين تموم آدما
ترجمه نگاهتن، تك تك واژه هاي من
پرشده با ياد نگات ،تموم لحظه هاي من
نبض ترانه هاي من، به خاطر تو مي زنه
تنها دليل زندگيم، اينجوري از تو گفتنه
واسه خريدن دلت، قشنگترين آينه پوش
جونمو پيش كش ميكنم، تموم اين ترانه روش
مخمل خاطرات تو، حتي تو خوابم با منه
يادت به روزا وشبام، هميشه چشمك مي زنه
حال و هواي خواستنت ،پر شده توي لحظه هام
دلم مي خواد بهت بگم، جز تو كسي رو نمي خوام
...






ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم ، چند وقت است كه هر شب به تو می اندیشم
به تو آری ، به تو یعنی همان منظر دور به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور
به همان سایه همان وهم ، همان تصویری كه سراغش ز غزل های خودم می گیری
به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم
به تبسم ، به تكلم ، به دلارایی تو، به تماشا ، به خموشی، به شكیبایی تو
به نفس های تو در سایه سنگین سكوت به سخن های تو به لهجه شیرین سكوت
شبهی چند شب است آفت جانم شده است اول نام كسی ورد زبانم شده است
در من انگار كسی در پی انكار من است یك نفر مثل خودم عاشق دیدار من است
یك نفر ساده چنان ساده كه از سادگی اش می توان یك شبه پی برد به دلدادگی اش
حتم دارم كه تویی آن شبه آیینه پوش ، عاشقی جرم قشنگی است به انكار مكوش
آری آن خواب كه شب آفت جانم شده بود آن الفبا كه همه ورد زبانم شده بود
اینك از پشت دل آیینه پیداست و تماشا گه این خیل تماشا شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی عشق من آن شبه شاد شبانگاه تویی.








روی قبرم بنویسید دختری تنها بود
دختری اسیر دست غم و دردهابود
بنویسید دلش مثل اینه صاف بود
عاشقی شكسته دل تو این دیار بی كس بود
بعد مرگم نمی خوام برای من گریه كنید
چشمای پر مهرتون رو واسه من خسته كنید
اگه عشق من اومد بهش بگین شدم فداش
بزاریدتابدونه جونموریختم من به پاش
بزارید تا بدونه عاشق واقعیش منم
اما هیچ وقت نزارید غصه باشه توی نگاش


من از خدا خواستم،
نغمه های عشق مرا به گوشت
برساند تا لبخند مرا
هرگز فراموش نكنی و
ببینی كه سایه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداری تنهایی.
ولی اكنون تو رفته ای ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من این
است كه من شاهد رفتن تو هستم
سلام عزیز دل
اگه با تبادل لینک موافقی منو با نام بهانه زیستنم لینک کن
منتظر حضور خوشگلتم
![]()






دیگه نمی بخشم تو رو
که قلبم رو شکستی
برو بهو نه ای نیار
منتظر چی هستی
همش نگو قسمت نشد
گردن اینو و اون نذار
نمی تونم مثل توشم
سادیگم رو به روم نیار
بگو کی عوض شده به جز خودت
تو یکی مثل خودت میخوای و بس
بگو چی عوض شده تو زندگی
زندگی فقط هوس فقط هوس
هنوزم یکم غرور منوده واسم
تو یاد دادم دادی تو عشق چی موندگار نشم
این روزا قلبت بد جوری با دل ما تاب میکنه
امروز میگه دوستت داره فردا حاشا میکنه







آن زمان که خورشيد قلب من برای هميشه غروب کرد
آن زمان که خونی که در رگهايم جاری بود برای هميشه خشکيد 
آن زمان که لبهايم برای هميشه بسته شد
آن زمان که افکارم من را تنها در ميان آسمان رها کردند
آن زمان که تنها جسمم از ميان رفت روحم به پرواز در آمد
آن زمان من مرده ام 
وشب هنگام برای يک بار و آخرين بار من را در خوابت ببين
ببين که چگونه تمام استخوانهايم و تمام افکارم در گمنامی وتنهايی پوسيدند
و من از ميان رفتند
و آن لحظه من تنها يک چيز دارم
و آن خداوند يکتاست که بيشتر از هميشه به او نزديک شده
اما آنگاه مطمين باش 
احساسی واقعی که از تمام وجودم سر چشمه ميگيرد 
کوچهايی که ميان من و تو بود از فردا نگفت
از رويای زيبای دنيا نگفت 
نميدانم چرا؟
کوچه ای که ميان من و تو بود زيبا نبود
عشق یعنی...!
عشق یعنی
مستی و دیوانگیعشق یعنی
با جهان بیگانگیعشق یعنی
شب نخفتن تا سحرعشق یعنی
سجده با چشمان ترعشق یعنی سر
به دار آویختنعشق یعنی
اشک حسرت ریختنعشق یعنی در
جهان رسوا شدنعشق یعنی س
ست و بی پروا شدنعشق یعنی
سوختن با ساختنعشق یعنی ز
ندگی را باختن**************
عشق یعنی...
!
عشق یعنی
انتظار و انتظارعشق یعنی ه
رچه بینی عکس یارعشق یعنی دیده
بر در دوختنعشق یعنی
در فراغش سوختنعشق یعنی
لحظه های التهابعشق یعنی
لحظه های ناب نابعشق یعنی
با پرستو پر زدنعشق یعنی آ
ب بر آذر زدن**************
عشق یعنی...
!
عشق یعنی
,سوز نی , آه شبانعشق یعنی
معنی رنگین کمانعشق یعنی
شاعری دل سوختهعشق یعنی
آتشی افروختهعشق یعنی
با گلی گفتن سخنعشق یعنی
خون لاله بر چمنعشق یعنی
شعله بر خرمن زدنعشق یعنی
رسم دل بر هم زدنعشق یعنی
یک تیمم,یک نمازعشق یعنی
عالمی راز و نیاز**************
**************
هنوز گریه هات یواش یواشه هنوزم شوق دیدن سرجاشه هنوز قصه همونه که همونه آره آخرشو تقدیر می دونه بذار تا روی مهتاب پا بذارم می خواستم عشقو اونجا جا بزارم فرار از سکوت این ستاره که نور خوب چشماتو نداره نوشتم باز یک لب بسته نامه که عشقت آخرین حرف لبامه
**************
مرگ سهم ماست می دانم قسمت چشمهای بارانی گریه بی صداست می دانم مادرم با نگاه خود می گفت زندگی اشتباست می دانم یک نفر بهانه می گیرد در دلش جای پاست می دانم یک نفر بی گناه می میرد آه او آشناست می دانم
**************
چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست
**************
بین ما فاصله ای نیست بجز فراموشی... تو را به یاد خواهم آورد... تو را به یاد خواهم داشت... تو را هر شب در رویاهایم تکرار خواهم کرد... و هر روز صبح که بر می خیزم... گوشه ی لبم لبخندست... بین من و تو رازهای نگفته ایست... که هرگز به کلام نخواهم آلود...
**************
با تشکر مدیریت کلبه تنهایی
علی زمانی
نظر یادتون نره
...walk with me in love
عاشقانه همراه من گام بردار
Talk to me about
به من از آن بگو
what you cannot say to others
كه توان گفتنتش را به ديگري نداري
Laugh with me
بامن بخند
even when you feel silly
حتي آنگاه كه احساس حماقت ميكني
Cry with me
بامن گريه كن
when you are most upset
آنگاه كه در اوج پريشاني هستي
Share with me all the beautiful things in life
تمام زيباييهاي زندگي را بامن شريك باش
Fight with me
در كنار من
against all the ugly things in life
با تمام زشتي هاي زندگي ستيز كن
Create with dreams to follow me
با من روياهايي را بيافرين تا به دنبال آنها برويم
Have fun with in whatever we do me
در شادي هرچه ميكنم شريك باش
Work with me towards common goals
براي رسيدن به آرزوهامان ياري ام كن
Dance to the rhythm of our love with me
با آهنگ عشقمان با من برقص
Walk with me throughout life
بيا درسراسر زندگي در كنار هم گام برداريم
سلام دوستای خوبم اين شعر يکی از دوستامه راجع بهش نظر بديد
تک دختری که چشم تو را دوست داشت مرد
در آبی نگاه تو معنا نداشت مرد
در انتظار پنجره ها را شکسته بود
از اين همه دروغ و ريا شکسته بود
در يک غروب سرد زمستان به خواب رفت
از لحظه ها جدا شد تا آفتاب رفت
باور نمی کنم که به اين سادگی گذشت
از کوچه های خالی مردانگی گذشت
ديدی تمام قصه های ما اشتباه بود
شش دفتر کنار اتاقم سياه بود
ديگر فريب دست قضا را نمی خورم
گندم به پشت گرمی حوا نمی خورم
فردا کنار خاطره ها بيگانه می شوم
در پيچ و تاب جاده ها ديوانه می شوم
در پيچ خوابها بی تو بی تاب مانده ام
از گرمی نگاه تو شب تاب مانده ام
روزی که بی حضور تو آغاز می کنم
در کوچه های خاطره پرواز می کنم
اشکی که از زلا لی عشقم چکيده است
از چشمای پاک تو بهتر نديده است
تقدير من هميشه شکيبايی وفاست
او از ترانه تنهاي ام جداست
مردی که من بر سر راهش نشسته ام
بيگانه ای که از تب عشقش شکسته ام ديگر کنار آينه ها پيدا نمی شود
رويا که بی حضور تو زيبا نمی شود
ز چشمت اگر چه دورم هنوز....پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
اگر غصه بارید از ماه و سال....به یاد گذشته صبورم هنوز
شکستند اگر قاب یاد مرا.....دل شیشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره دردهایم نشد..... پر از فکر راه عبورم هنوز
ستاره شدن کار سختی نیست.... گرشتم ولی غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام.....پر از یاد و شوق و مرورم هنوز
ترا گم نکردم خودت گم شدی......من شیفته با تو جورم هنوز
اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....در این عرصه مردی جسورم هنوز
اگر کوک ماهور با ما نساخت.....پر از نغمه پک و شورم هنوز
قبول است عمر خوشی ها کم است.....ولی با توام پس صبورم هنوز
عشق یعنی قطره قطره آب شدن… در وفــور اشـک یـار گـــریان شـــدن عشق یعنی بر دلی چیره شدن… دست از جان شستن و مـجنون شـــدن عشق یعنی در حضور باران طوفان شدن… در کنار قاصدک رقصیدن و پرپر شدن عشق یعنی در عمیق قلب یار ساکن شدن… بر دامان وی افتادن و بی جان شدن عشق یعنی در پی باد رفتن و راهی شدن… از فراز کوه ها بگذشتن و پیدا شدن

کلامت گرم و شیرین چون ترانه ، نگاهت دلفریب و شاعرانه
منم قایق به روی موج دریا ، تویی ساحل ، تویی لطف کرانه . . .
**************
مرگ سهم ماست می دانم قسمت چشمهای بارانی گریه بی صداست می دانم مادرم با نگاه خود می گفت زندگی اشتباست می دانم یک نفر بهانه می گیرد در دلش جای پاست می دانم یک نفر بی گناه می میرد آه او آشناست می دانم
**************
چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست